بازمانده
-
تاریخ: 1402/9/25 ساعت: 16:36
تقریبا سه ماه میشه که اینجام و هر ماهش با یه جور مریضی سوپرایز شدم :)) سخت ترین بخشش قایم کردن این قضیه از خانواده س.به هرحال نگران میشن اگه بفهمن. اولین ماه درست قبل از اولین امتحان میانترمم سرما خوردم.همین باعث شد گند بزنم اون امتحانو.ماه دوم درد شدید کلیه و سوزش ادرار داشتم.طبق معمول فکر میکردم ا...
ذوقی که عادی میشه
-
تاریخ: 1402/9/25 ساعت: 16:36
این هفته دوستاش رسیدن اینجا.فکر میکنم جزو آخرین نفرایی بودن که تونستن ویزا بگیرن.نگاهشون و ذوقشون برام خیلی جالب بود.یاد اون سکانسی از سریال the handmaide's tale (اسپویل) افتادم کهمویرا تونست از کشور فرار کنه و به کانادا برسه. نگاه عجیبی داشت.انگار زندگی که حق مسلمش بود رو باور نمیکرد.همچین نگاهی دا...
دختر ایرونی
-
تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 14:01
دختر ایرونی وصله ی تنم گل لاله ی خاک میهنمکل مسیرو تا فرودگاه امام داشتم به این اهنگ گوش میکردموهرچی بیشتر میگذشت بیشتر این کلمات تو ذهنم پخش میشدن:وطن،خانواده،میهن،دوستا، ایران ایران ایران ایرانمن هیچوقت ادم وطن پرستی حساب نمیشدمو هیچ تعصب خاصی هم نسبت به کشورم نداشتمولی بعضی اهنگا عجیب اون حس و اف...
این روزا
-
تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 14:01
از اخرین نوشته م تا الان تقریبا همه چیز تغییر کرده.از هم خونه شدنمون بگیر تا عادت کردن به تغییرات جدید.واقعا بهترین و قشنگ ترین تصمیمی بود که گرفتیم.خدایا شکرت.البته بعضی روزا پیش میاد که حس دلتنگی شدید داشته باشم.دوری از پدرو مادرم واقعا اذیت کننده میشه بعضی وقتا.و الان بیشتر از همیشه قدرشونو میدون...
-
تاریخ: 1402/7/25 ساعت: 15:28
دختر ایرونی وصله ی تنم گل لاله ی خاک میهنمکل مسیرو تا فرودگاه امام داشتم به این اهنگ گوش میکردموهرچی بیشتر میگذشت بیشتر این کلمات تو ذهنم پخش میشدن:وطن،خانواده،میهن،دوستا، ایران ایران ایران ایرانمن هیچوقت ادم وطن پرستی حساب نمیشدمو هیچ تعصب خاصی هم نسبت به کشورم نداشتمولی بعضی اهنگا عجیب اون حس و اف...
وسواس فکری
-
تاریخ: 1402/6/6 ساعت: 23:15
تو 3-4 روز اخیر یکم اذیتم.زندگی مثل همیشه چالشای خودشو داره ولی این سری جنگ من جنگ درونیه.من سال هاست که OCD و نشخوار ذهنی اذیتم میکنه.آخرین باری که انقدر اذیت بودم پیش روانشناس میرفتم و البته قرصم میخوردم.ولی الان خیلی وقته قرصو گذاشتم کنار و متاسفانه حالا کهاین حالتام برگشته یکم سردرگم شدم.البته ن...
فقط مونده ویزاهامون برسه
-
تاریخ: 1402/5/21 ساعت: 15:20
الان متوجه شدم از آخرین نوشته م خیلی میگذره.تو این مدت اتفاقای خیلی زیادی افتاد.کمردردم بالاخره خوب شد و ورزشو همچنان ادامه میدم,با بدبختی و البته شانس زیاد نوبت سفارت گرفتم,مدارکمو بهشون تحویل دادم,بلیط هواپیما گرفتم,و از همه مهم تر با آدمی آشنا شدم که به یکی از مهم ترین آدمای زندگیم تبدیل شده.واقع...
فصل جدید
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 14:08
واقعا باورم نمیشه بعد از تقریبا یه هفته تلاش تونستم اسم وبلاگو پیدا کنم :)))همه پسووردو یادشون میره من نام کاربریو :)))در حدی ناامید شده بودم که فکر کردم وبلاگم کلا پاک شده و حتی یه جدیدم زدم!کلی حرف برای گفتن داشتم و احتمالا از این به بعد بیشتر بنویسم.خب از اینجا شروع کنیم که تقریبا بعد از دو ماه ب...
سیستم مزخرف
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 14:08
امروز بعد از 2 هفته بالاخره نوبت MRI به منم رسید.حالا جاهای دیگه زنگ میزدیم بیشتر از یه ماه بعد نوبت میدادن.نمیدونم این چه سیستمیه که یه نوبت دهی درست درمون ندارن.اینا به کنار چندتا دستگاه درست درمونم ندارن.نوبتم درواقع هفته ی پیش بود ولی زنگ زدن گفتن دستگاه خراب شده.ما هم باید فقط درد بکشیم تا نوبت...
نمره م اومد
-
تاریخ: 1401/12/11 ساعت: 2:38
تقریبا یه هفته ای میشه که نمره م اومده و با دیدنشهمه ی خستگی 5 ماه اخیر از بین رفت.7.5 شدممم ^___^L 7.5 R 8.5 w 6.5 S 7واقعا یکی از بهترین اتفاقایی بود که میتونست برام بیوفته.البته بگما من تو ماک رایتینگو 7 گرفتم ولی موضوعی که سر جلسهامتحان اصلی اومد خیلی مسخره بود. واسه همین 6.5 شدم -_-الان بیشتر د...
آیلتس تمام!
-
تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 15:01
روزها گذشت و من بالاخره دیروز آزمون اصلی ایلتس رو دادم.راستش واقعا راضیم از امتحان ولی میگم نکنه از آسونی زیاد گند زده باشم!مثلا من ریدینگ رو 10 مین زودتر تموم کردم. همه برگاشون ریخته بود :))خودمم باورم نمیشد البته. همیشه تو خونه که تست میزدم حتی بیشتراز یه ساعت طول میکشید بعضی وقتا.تحت شرایط امتحان...
شکرت
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 17:37
بهترین خبری که تو چند روز گذشته گرفتم نتیجه ی آزمون ماکم بود.که 7 شدم. واقعا بعد از دیدن نمراتم خستگی سه ماه اخیرم رفت.خیلی این مدت بهم سخت گذشت!باورم نمیشد speaking رو بهم 7/5 داده!! فکر میکردم خیلی گند زدم.بعضیا میگفتن برو همین الان واسه آزمون اصلی ثبت نام کن ولی من اینکارو نکردم.چون reading رو 6 ...
این فقط اول ماجراست
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 17:37
نزدیک بود تمام تلاش های این مدت به فنا بره.فکر کن این همه وقت بذاری, هزینه کنی بعد یهو بگن آیلتس دیگه قرار نیست برگزار شه.واقعا یکی از بدترین شوک های این چندماه اخیرم بود.و خدا رو شکر اون قدر آماده بودم که بتونم واسه بهمن ماه ثبت نام کنم.البته ابن چیزی از بد بودن این اتفاق کم نمیکنه چون فقط من نیستم...
دلم برای اون دختر واقعا تنگ شده
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 17:37
واقعیتش هر قدمی که به سمت مهاجرت برمیدارم منو بیشتر دو دل میکنه.همش از خودم میپرسم اون دختر شجاعی که چند سال پیش میخواستتک و تنها از ایران بره و استقلال رو تجربه کنه کجاست؟روحیه ی اون دخترو خیلی بیشتر دوست داشتم.خیلی نترس بود. آرزوش بود این مسیر رو تنها بره.چون فکر میکرد اینطوری دیگه هیچ کاری تو دنی...
عید من
-
تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 13:02
روزی که من بتونم برای همیشه از اینترنت و فضای مجازی فاصله بگیرم اون روز قطعا عید منه!
زخم زبون
-
تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 13:02
اگه نمیتونیم همدیگرو درک کنیم حداقل طرف مقابلو بیشتر ناراحت نکنیم.شاید اون داره با یه مشکلی مبارزه میکنه که درک و توضیحش برات سخت باشه.ولی میتونی بهش بگی اشکال نداره من کنارتم حتی اگه حالت خوب نباشه.زخم زبون نزنیم. پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۴۰۰ | 20:21 | that girl | .•. Other .•.Adblock test (Why?)
بخشش
-
تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 13:02
کسی که عذر خواهی مبکنه دقیقا دنبال چیه؟این که خودش حس بهتری داشته باشه یا طرف مقابل؟من فکر میکنم اولی.کسی که با خودخواهی تمام و با آگاهی دلتو میشکنه خودش میدونه داره چیکار میکنه.این آدم عذرخواهیشم از رو خودخواهیه.فقط واسه اینه که خودش حس بهتری داشته باشه.واسه اینه که سبک بشه.حتی اینجا هم به تو فکر ن...
حالم داره بهم میخوره از این شرایط
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:38
شدم یه مصرف گرای بی خاصیت که کل روز یا پشت سیستمم یا رو تخت مشغول بازی.اینستامو غیر فعال کردم بلکه یکم از این همه شلوغی سرم کم بشه.من واقعا اینطوری نبودم. حتی یه روزمم نمیذاشتم به بطالت بگذره.البته ای
تو ذهنتون زندگی نکنین
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:38
تا حالا شده توی ذهنتون زندگی کنین؟من یه مدت طولانیِ که فقط تو ذهنم زندگی میکنم.یعنی چی؟یعنی الان یه هفته س میخوام با آبرنگ یه چیزایی بکشم ولی بِراش و رنگ رو گذاشتم رو میزم و هر روز باهاشون چشم تو چشم
یه گربه ی خونگی
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:38
دقیقا یه ماهه که بیرون از خونه نرفتم.تو این شرایط فقط خدا رو شکرمیکنم از این بابت که دانشگاهمونهنوز کلاسای آنلاین نذاشته.با این وضعیت فکر کنم این ترم کلا برای همه کنسل باشه.همه ی برنامه ریزیام بهم خورد اینطوری :(الان دوباره آرزو میکردم کاش گربه بودم :( یه گربه ی خونگی :(((