دختر ایرونی وصله ی تنم گل لاله ی خاک میهنم
کل مسیرو تا فرودگاه امام داشتم به این اهنگ گوش میکردم
وهرچی بیشتر میگذشت بیشتر این کلمات تو ذهنم پخش میشدن:
وطن،خانواده،میهن،دوستا، ایران ایران ایران ایران
من هیچوقت ادم وطن پرستی حساب نمیشدم
و هیچ تعصب خاصی هم نسبت به کشورم نداشتم
ولی بعضی اهنگا عجیب اون حس و افتخار ایرانی بودنو بهت منتقل میکنن(خواننده تاکید میکنه که دختر ایرونی یه چیز دیگه س و انقدر ازش تعریف میکنه که باعث شه به ایرانی بودنت افتخار کنی)
شاید واسه خیلیا اهنگ مزخرفی به عنوان خداحافظی با وطن به حساب بیاد. شاید(قطعا) اهنگ وطن داریوش گزینه ی خیلی بهتری میشد. ولی خب این قفلی اون روزم بود.
تو همین حین داشتم سعی میکردم اخرین تصاویر از وطنی که چیزی جز استرس برام نداشت ثبت کنم…
—————-
بعدا نوشت:
تو مدتی که از اومدنم گذشته تقریبا هر روزش مثل یه هفته پر از اتفاق بوده. رفتن به دانشگاه، ادمای جدید، کارای اداری، پیدا کردن خونه، رفتن سر کلاس و نفهمیدن درسا. همه و همه پر از استرس و حس نگرانی بودن.
شخصا احساس میکنم شروع دلگیری داشتم. نسبت به بقیه وقتی مقایسه میکنم انگار اونی که بیشتر از همه حس غربت داره منم. نمیگم دلم برای شهرم تنگ شده. بیشترین چیزی که اذیتم میکنه اینه که همه چیز متفاوته. ادما، صداها، خونه ها، زبان ها، خیابونا، کوچه ها و...
این همه تغییرو هنوز نتونستم هضم کنم.
--------------
دیروز بعد از ۱۰ روز بدترین روزو تو این مدت داشتم. جوری گریه میکردم که انگار دارم میمیرم. این مدت خونه ی یکی از فامیلاشون مونده بودیم. یه زن و شوهر خیلی مهربون و باحال که بهمون جا دادن تا خونه ی دائم پیدا کنیم. و همین ۱۰ شب کافی بود تا شدت وابستگیم بیشتر شه.
البته الان که فکر میکنم شاید اینطوری بهتر باشه. اینطوری میتونم اون استقلالی که همیشه میخواستمو تجربه کنم. درسته که قلبمو از جا کند ولی الان بهترم. هم خونه ایام خیلی مهربونن و با اینکه فقط یکی دوتاشون میتونن انگلیسی صحبت کنن بازم تلاش میکنن باهام ارتباط بگیرن.
و اما امشب تیر خلاصو زد. یه زلزله به بزرگی ۴ ریشتر اومد و برگ هایمان ریخت. خیلی خیلی ترسناک بود. من رو تخت رو شکم دراز کشیده بودم و داشتم با گوشی کار میکرد. هندزفری هم تو گوشم بود و یهو یه تکونی خوردم که فکر کردم هم اتاقیم واسه شوخی پریده روتخت. به خودماومدم و فهمیدم زلزله س. فقط خدا رو شکر که سالمیم.
برچسب:
نویسنده: نگین قنبری