استارت - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 15:31
خدا رو شکر امتحانا تموم شد و من تو این هفته فقط عشق و حال داشتم. تو این یه ماه امتحانا جدا از درس خوندن به خیلی چیزا فکر کردم. الان از همیشه واسه هدفی که دارم مصمم ترم و از همه مهم تر میخوام خیلییی
یه قسمت از کتابی که جدیدا دارم میخونم - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 15:31
این موضوع قلبم را به درد می آورد. برای آن دختر کم سن و سال دلم میسوزد. غصه میخورم که کسی او را برای زندگی آماده نکرده و به او یاد نداده بود اول خودش را دوست داشته باشد که اگر چنین میشد او آن طور با
دردسری شد واسه ما - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 15:31
طولانی شد دیگه گذاشتمش ادامه...
الان کاملا مطمئنم! - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 15:31
معمولا آدمی نیستم که دلم بخواد برگردم به گذشته!شاید اگه میتونستم یه چیزایی رو تو گذشته عوض میکردم.ولی ولی ولی اگه میشد برگردم میرفتم به 5 بهمن 96.هیچیشم عوض نمیکردم.دلم میخواست یه بار دیگه اون روزو تج
ولنتاین - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 15:31
میبینم که با نزدیک شدن به روز مقدس ولنتاینهمه ی پسرایی که تا هفته ی پیش زرت و زورت پی ام میدادن غیبشون زد :)))))اگه راس میگین باهام ازدواج کنیییین :))))))ولی جدا از شوخی خودم اصلا بهشون پی ام اینا نمی
خیلی نزدیک بود - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 15:31
یه نفر هست که احساس میکنم خیلی دوسم داره!یه دوست داشتن واقعی! ولی بین من و اون به هیچ وجه نمیشه!!این آدم واقعا واسم مهمه. حرفی بهم نزده. یعنی سربسته حرفاشو میگه.منم دلم نمیخواد احساساتشو جریحه دار کنم
حواستون باشه - تاریخ: 1397/6/16 ساعت: 2:29
یه شب با ماشین رفته بودم دور دور و یه پسره چسبییده بود به ماشین و کلی چراغ میزد. منم واقعا خوب نمیدونستم جریان چیه و چجوریه.تازه داشت دستم میومد :)) ت
پند بگیرید - تاریخ: 1397/6/16 ساعت: 2:29
درسته که از دانشگاه و آدماش بیزارم ولی این وضعیتو دیگه نمیشه تحمل کرد. پوکیدیم بابا از بی حوصلگی -_- میرفتیم اونجا چند نفرو سوژه میکردیم یکم خوش میگذش
دنیا رو از تاریکی نجات بدیم - تاریخ: 1397/6/16 ساعت: 2:29
هر چند وقت یه بار کارتونای دوران بچگیتونو ببینین که تاریکی دنیا رو نگیره ! من بابا لنگ درازو شروع کردم :)
به یک فرد وارد در پختن کته نیازمندیم - تاریخ: 1397/6/16 ساعت: 2:29
سر رو کم کنی با پدر گرامی قراره 2روز دیگه ناهار درست کنم . حالا خورشت که کاری نداره اوکیه. برنج کته رو کجای دلم بذارم؟ :| درسته که اون روی فِمنیستیم
محتاجیم به دعا - تاریخ: 1397/6/16 ساعت: 2:29
خب احساس میکنم دیگه آمادم. با کلی تقلب تقریبا فهمیدم چجوری غذاها رو درست کنم. ولی واقعا هر روز غذا درست کردن سخته هاا :/ مامانا باید خیلی ما رو دوست داشته باشن که همچین زحمتی میکشن. من شخصا حاضر نیستم این همه وقت بذارم واسه غذا :| بعدا نتیجه رو میگم. یا میسوزه یا خوش به حالم :))
اینم از این - تاریخ: 1397/6/16 ساعت: 2:29
خب باید بگم که برنجو خراب کردم و خورشت خیلییی خوشمزه شد ! خلاصه ما اینیم دیگه :)) ولی از من یکی تا 100 سال دیگه هم یه زن سنتی در نمیاد:| تنها هم بخوام زندگی کنم حوصله ی این همه بریزو بپاشو ندارم.
چطوریاس؟ - تاریخ: 1397/6/16 ساعت: 2:29
یه موضوعیم هست که هیچوقت نفهمیدم رو پسرای ایرانی چه جوابی میده! من هنوز نمیدونم وقتی با یه پسر میری بیرون بَده که بخوای یه بارم تو حساب کنی؟ مثلا یکی
انتخاب واحد - تاریخ: 1397/6/16 ساعت: 2:29
متاسفانه هفته ی دیگه انتخاب واحد شروع میشه و معنیش اینه که به زودی از خواب طولانی خبری نیس -_- یعنی از روزای انتخاب واحد ممممممتتتنفففففففففففرممممممممممااا!!!! از اون لحظه ای که وارد سایت میشی نه بالا میاد نه میشه واحد برداشت. به هیچ دردی نمیخوره.ای کاش میشد دستی پر کرد. خدا بگم چیکارشون نکنه با ای...
خدایا به امید تو :)) - تاریخ: 1397/6/16 ساعت: 2:29
خودم میدونم تو این مورد بدجور ضعف دارم. برای بار سوم تو این تابستون میخوام برم برنزه شم. خدایا میدونم دارم غلط میکنم همین تابستونو کوتاه بیا با ما. طوریم نشه فقط قول میدم از سال دیگه خودمو حبس کنم که نرم! قوووووووووووووول.
نمیشه؟ - تاریخ: 1397/6/16 ساعت: 2:29
نمیشه تنهایی تنها نمونی؟ نمیشه باهم تنها بمونیم؟