بعد از یک ماه - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:38
دیروز بعد از یک ماه بیرون رفتم.واقعا داشتم دِق میکردم. نمیتونستم دیگه فضای خونه رو تحمل کنم.البته تو ماشین بودم و بعدش فقط میخواستم از مارکت خرت و پرت بخرم.چیزی که واسم عجیب بود این بود که هنوزم بعضیا
بودن یا نبودن؟ - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:38
همیشه همینطوره. وقتی چند روزی ساکت میشهیعنی یه اتفاقی افتاده و میخواد یکم با خودش خلوت کنه.براش خیلی خوشحالم. واقعا حقشه همچین چیزی.دوس داشتم این اتفاق براش بیوفته ولی بخاطر خودم دوست نداشتم.خیلی مسخر
مسئله این است - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:38
5 روز شده.تو این 5 روز دارم بهتر با این موضوع کنار میام ولی فکرمیکنم حسم درست بوده.اگه خلافش بود با خوشحالی بهم میگفت تصمیم گرفته بمونهو همه هم شاد و خرم هستن.ولی 5 روزه که ساکته و این نشون میده تصمیم
ماتریکس - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:38
انتظار ها به پایان رسید و من بالاخره فیلم ماتریکسو دیدم.البته چند روز پیش نگاه کردم و فقط اولیشو.در کل خیلی مثل فیلم inception بود ولی در محیط نرم افزاری.باحال بوداا ولی نیس قدیمیه؟؟ صحنه های اکشنش چنگی به دل نمیزد.
دیجی کالا - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:38
دو هفته س منتظرم سفارشای کوفتیم برسن.حالا امروز پیغام دادن که شماره کارت بذارین برگردونیم مبلغو.بابا اگه نمیتونین بفرستین چرا سفارش میگیرین خب :(
کلاس آنلاین - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:38
کلاس آنلاین که میگفتین این بود خدایی؟؟؟من فقط یه روز جون دادم تا بتونم زودتر بخوابم.بعد صبح که بیدار شدم دیدم اصلا هیچی تو سایت باز نمیشه.خلاصه یه گور باباشون گفتم و دوباره خوابیدم.ظهر که بیدار شدم دی
اینطوری نباشین تو روxa0خدا - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 12:38
یه نفر هست هروقت بهم تکست میده اعصابم واقعا خراب میشه.با خودش مشکلی ندارما. خیلیم آدم خوبیه.مشکلم نحوه ی تکست دادنشه.با یه پاراگراف 10 خطی شروع میکنه. انگار داره نامه میده :|سلام فلانی خوبی چطوری؟ چه
من احساس امنیت نمیکنم - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:56
تو آینه نگاه میکنم ولی اون خود همیشگیمو نمیبینم.چطوریه که یه نفر تو یه مدت زمان خیلی کوتاه انقدر عوض میشه؟فکرای جدیدم با خود واقعیم فاصله ی زیادی دارن.کاش ناراحتیم فقط یکی 2تا بود.کاش حداقل امیدوار بو
اف دانشگاه - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:56
دارم فکر میکنم همرو تو این ترم تموم کنم یا واسه اینکهسختم نباشه بذارم یه ترم دیگه هم بخونم.از یه طرف واقعا حوصله ی دانشگاهو ندارم.ولی مطمئنم نیستم بتونم همه ی کارامو باهم پیش ببرم.
اولین ورژن - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:56
بعضی وقتا چشماتو که خوب باز کنی میبینی هیچ آدمیخاص نیست. یعنی بیشتر آدما کسایی رو شبیه بهم دارن.حتی منم از بقیه خاص نیستم.البته که همه متفاوتیم ولی این تفاوتا زیاد نیستن.و من دیشب فهمیدم توهم اونقدر که فکر میکردم خاص نیستی :)تو فقط اولین ورژن از خودت بودی که باهاش آشنا شدم!
نقشه - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:56
یکی سعی کرده بازیم بده و فکر کرده من نمیفهمم.البته همین الانشم دیر فهمیدم ولی جلوی ضرر رو هروقت بگیری منفعته.حالا نمیدونم چیکار کنم.این بازی رو ادامه بدم و خودمو بزنم به نفهمی تا ببینم به کجا میخواد برسه؟یا زودتر تمومش کنم و دهن اونایی که فکر کردن خیلی زرنگ هستنو سرویس کنم؟ادامه دادنش یکم ریسکیه چون...
جالبه واقعا - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:56
تصمیم گرفتم این بازی مسخره رو ادامه بدم.دلم میخواد ببینم قصدش چیه دقیقا.و اینکه اگه بتونم ازش اعتراف بگیرم.البته باید خیلی مواظب باشم.هر روز دارم چیزای جدیدی از این موجودات میبینم.جالبه واقعا!
قلبم - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:56
امروز فهمیدم بچه گربه های دانشگاهمون بخاطربرفی که اومده بود مردن :((((بیچاره ها تو اون همه برف نمیتونستن غذا پیدا کنن :(((
کرونا - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:56
خب ویروس کرونا هم بالاخره چند نفرو رو تو ایران کشت واینچنین نیمی دیگر از جمعیت کشورمون هم به حول و قوه الهیکم میشن و قشنگ تا 1400 دیگه اثری از ایرانیا باقی نمیمونه :|اینجانب ترسیده از فا..ک و نمیداند چگونه دانشگاه برود.یعنی تو این اوضاع هم اگه به بابام بگم بابااااا جان میشه من با ماشین برم دانشگاه ک...
اسلحه ی این روزا - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:56
از یه طرف میگن حالا خیلی نترسین این ویروس فوقش 5%آدما رو میکشه :|||||بعد یه سری میگن خب خدا رو شکر این درصد کمه.عزیز دلم ما 80 میلیون جمعیت داریم و 5% این جمعیت میشه 4 میلیون!!!متوجهی؟؟؟؟؟؟از یه طرف د
اینم از شانسه مایه - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 3:56
از ترس ویروس امروز دندون پزشکی نرفتم :|چند روز پیش که نوبت داشتم یه مرده هم اومده بود قشنگ سرفه میکردبعد میگفت نه من مریض نیستم :|اگه شانسه مایه که احتمالا منم میگیرم -_-
تمام - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 15:31
از اونجایی که نتونستم طاقت بیارم بالاخره عکسشو باز کردم :))) یعنی دستم رو عکس نمیرفت از ترس. فکر میکردم نکنه عکس ناجوری فرستادهههههه :)) منتظر بودم یه چیز بد ببینم که حسابی باهاش دعوا بگیرم!!! خلاصه
الهی به امید تو - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 15:31
شنبه اولین امتحانمه و من به معنای واقعی تو این یه هفته با درس خوندن جر خوردم :| وقتی همرو میذارم واسه امتحان این بلا سرم میاد! الانم مطمئنم از فردا گریه هام شروع میشه :))))) فکر کنم ثبت بیشترین گریه های من تو ماه امتحاناس :))
فیلم هندی - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 15:31
آقا امروز بعد از امتحان داشتم برمیگشتم خونه و نزدیکای خونه مستر اِکسو دیدم :| اولش اصن حواسم نبود. شیشه های ماشینش دودیه و یه لحظه که قیافشو دیدم شناختم!! سریع نگامو دزدیدم که فکر کنه ندیدمش. داشت و
نه مگه؟ - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 15:31
به نظرم کاملا ارزششو داره که در طول ترم درس نمیخونم. وقتی تو یه هفته میخونم و 20 میگیرم مگه دیوونم خودمو یه ترم اذیت کنم؟ :)) ولی خدایی آدم احساس میکنه داره جر میخوره تو این یه ماه! هفته ی دیگه امتحانام تموم میشه به حول قوه ی الهی و میخوام تو کل بهمن تلافی این یه ماهو درارم -__-